تبليغاتX
بهونه

هرچه مي بينم فريب و دورويي. عشق و دوستي دروغي بيش نيست. به هر كس

 

اعتماد مي كني نارو مي خوري و ناروا جواب مي گيري . خنده هاي الكي . شادي

 

هاي زوركي. اشكهاي سياه كاري. آنكه در برابر چهره ات مهر مي افروزد در سر خيال

 

 دشنه مي پروراند تا كينه اي را كه از ديگران به دل گرفته است بر قلب توي ساده و

 

 احمق فرود آورد.  روزگار كثيفي ست ...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 7:2  توسط سعید | 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 7:11  توسط سعید | 
 
بی تو گريـانم غريبـه،بی تـو نالانـم هنوز
 
بی تو غمگين،غنچه ای محبوس گلدانم هنوز
 
 

داد از بيداد دل با اين غم دور ودراز
 
در بلور اشک همچون شمع غلتـانم هنوز
 
 
در دلت خنديده ای بر من رفيق نيمه راه
 
با وجود خنجـرت از درد خنـدانم هنـوز
 
 
رفتی و در بی کسی هايم رهايم کرده ای
 
از هجوم اشکهـا در زيـر بارانـم هنـوز
 
 
می شمـارم لحظه ها را تا در آغوشـت روم
 
لحظه ای همچون هزاران سال !حيرانم هنوز
 
 
در جنون خود اسيرم راه من صحرايست
 
بی تو ای ليلی زيبايی،غزل خوانم هنـوز
 
 
نه دگر يارای بودن نيست راهی می شوم
 
تو طلـوع بودنی،من خط پـايـانـم هنـوز
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 6:23  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
سعید 18 ساله
ز هـر جـا بگـذرد تـابـوت من غوغا به پا خيـزد

چـه سنگيـن ميـرود اين مّــرده از بس آرزو دارد

نوشته های پیشین
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
شعرای خودم
شهر خوانسار
خاطرات خودم
عاشقانه ها
پیوندها
*.*0371*.*
فریادهای خاموشی
جوان امروز
*.*نقد اخبار 20:30*.*
****ستاره****
يادداشتهاي یک کارشناس حقوق
از نسل سلمان
پرسپوليس86-87
پزشكي سلامت
خاطره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

explorer blog